تبلیغات
کسب درآمد از شیر مرغ تا جون ادمی زاد - زن و لخت كردن رئیس بانك
 
از شیر مرغ تا جون ادمی زاد
درباره وبلاگ


محمد:سلام دوستان عزیز...امیدوارم که از مطالب خوشتون اومده باشه...اگه میخواهید به جمع دوستان من بپیوندید یه نظر بدبد..منتظر مطالب بعدی
باشید...
جایی برای بهتر شدن...

جوک های خود را به شماره 09337789880ارسال کنید تا ما در بخش جوک ارسال کنیم

مدیر وبلاگ : محمد رضا امینی
نظرسنجی
ساز مورد علاقه شما








سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد رضا امینی

یک روز خانم  با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود

و حسابی با موجودی ۱ میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل

است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده

گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن

خانم ترتیب داده شد .

. . .



زن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد .

مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون

موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی زن رسید و مدیر عامل با

کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است .

زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی

است ، پس انداز کرده ام . زن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده

است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید!

مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد

و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بیست هزار دلار و اگر موافق هستید

، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان

را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود

خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه ای برایش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر

مدیر عامل حضور یافت .

زن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن

خود را از تن به در آورد .

مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر

لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .

وکیل زن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ،

با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .

زن پاسخ داد : من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر

عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1396 02:20 ق.ظ
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site provided us with valuable information to work on. You've
done an impressive job and our entire community will be thankful to you.
جمعه 6 مرداد 1396 07:23 ب.ظ
I don't even know how I stopped up here, however I believed this submit was great.
I don't recognise who you are however definitely you are going to a well-known blogger
for those who aren't already. Cheers!
شنبه 24 تیر 1396 05:18 ب.ظ
Hey there! I realize this is sort of off-topic however I had to ask.
Does running a well-established website such as yours require a massive amount work?

I am brand new to blogging however I do write in my diary on a daily basis.

I'd like to start a blog so I can easily share my experience and views online.
Please let me know if you have any kind of recommendations or tips for
new aspiring bloggers. Thankyou!
چهارشنبه 21 تیر 1396 12:00 ب.ظ
Hello, Neat post. There's a problem with your website in internet
explorer, could check this? IE nonetheless is the
marketplace leader and a good component to folks
will miss your excellent writing due to this problem.
دوشنبه 12 تیر 1396 07:41 ق.ظ
I was recommended this web site by my cousin. I am not sure whether this post is written by him as nobody
else know such detailed about my problem.
You're incredible! Thanks!
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:52 ب.ظ
Usually I don't learn article on blogs, but I wish to say that this
write-up very compelled me to take a look at and do it!
Your writing taste has been amazed me. Thanks, very great article.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 02:56 ق.ظ
Thanks a bunch for sharing this with all people you really know what you're speaking approximately!
Bookmarked. Kindly also visit my web site =). We could
have a link exchange agreement between us
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:03 ب.ظ
It's really a nice and helpful piece of information. I am happy
that you simply shared this helpful information with us. Please stay us up to date like
this. Thanks for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
1
 
 
 

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک